مرام
پیرمردی را دیدم ۶۰ ساله
از آنهایی که وقتی می بینی می گویی این چقدر خوب است
و بعد از ایکه همسرش را می بینی می گویی به اینها که اصلا به هم نمی یان
یعنی هر دو خوبند ولی ترکیبشان به هم نمی خورد و پیرمرد بسیار سر زنده تر و باهوش تر و غیره تر است
اولین سوال برای من این است که داستان زندگی شان چطور پیش رفت که با هم ماندند
خب برادرزاده اش چیزی گفت که هنوز هم در ذهنم مانده
مرام عمو است دیگه
یعنی هر کارش بکنی، بدجوری در ذهنم می پیچد
به خصوص درباره آنهایی که وسطش راحت از هم دل می کنند و می روند
آی بی مرام ها
پیلیز
قدری مرام داشته باشید
عرض دیگری نداشتم
برچسبها: تخیل خودمرکزعالم, می خواهم که نباشی هر جا که باشی
شوخی شوخی زود جدی می شود
به هر چه یک عمر خندیدیم، شدیم همان
آرام آرام
می ترسم به این خنگ ها که می خندیم ، روزی بشوم همان طور
خنگ خنگ
نشانه هایش را از الان می بینم
برچسبها: تصویر ذهن