هایزنبرگ
آدمهایی هستند که بدون دلیل درست و درمون با کوچکترین احساسی که از سر اعتمادبه نفس بالاشون بر میاد، همچین گزاره صادر می کنند که انگار از جمیع جهات بر موضوع مسلط هستند و اصلا واضع خود موضوع هستند و بر محیط، محاط!
آقا خسته شدم از دیدن این فاصله. فاصله دقت و وسواس های بی بدیل خودم در کلام با این جماعت. نه دقیق حرف می زنند و نه حرف دقیق می فهمند. با درک مفهوم دقت در کلام هم فاصله ها دارند.
این در حالیه که گاهی به بی دقتی شدید خودمگیر می دم. می فهمم این ازکجا می آد. اصل عدم قطعیت! برایم هیچوقت چیزی قطعی نبود و قطعی نشد. به خصوص در مسایل علوم انسانی.
امروز و همین اکنون الان می کنم که آقا گور بابای عدم قطعیت. فاک ایت. اگر قبلا زر مفت می زدی،همچین با پشت دست این بنده طرف بودی، الان حالش رو ببر. اصلا دوتایی حالش رو می بریم.
می خوای با این موضوع شروع کنیم که چرا بعضی مردم شادند و بعضی ناشادند؟ یا اینکه مثلا درباره فرقهای انقلاب ایران و تونس حرف بزنیم؟ یا اینکه چه کنی که پولدار بشی؟
من خلاصه پایه هستم. در جریان باش.
برچسبها: تصویر ذهن
