۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

عالم تنگ نیست

احتمالا در لاگش می نویسد

از عید برای انتخابات، شب بیداری های زیادی کشیدم
و با مریم، دوست دختر دوست داشتنی ام هم آشنا شدم
ادامه دادم
بعد از چند ماه انتخابات به گند کشیده شد
مریم هیکلم را قهوه ای کرد ولی دوست ماندیم
ادامه دادم

و الان بعد از نه ماه و نه روز،
خوشحالم که در ایران بودم و تنیجه انتخابات و حکومت اسلامی را دیدم
و به مریم هم این دفعه دوم قبل از اینکه پاتیل رنگش را رویم سرازیر کند، گفتم
مریمی بای بای

برچسب‌ها: