۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه

بی فضلی

امان از این سیستم فکر پیچیده
یا باید منطق قوانین وضع شده را پذیرفت یا از اول قبول کرد که چنین قانونی وجود ندارد
...
بچه ها می گویند باید نظر همه مطرح باشد
بعد بعضی از همان هاشان خودسرانه مسیر خود می روند
و اگر خرده بگیری، می گوید بعضی ها را پیدا نکردم. نظر بعضی را پرسیدم
پس نمی توانی خرده بگیری چون واقعا نظر بعضی را پرسیده
نه می توانی حق بدهی با منطق ذهنی خودت
نه می توانی حق ندهی با منطق ذهنی خودش
فقط این می ماند که تو حوصله نداری
که بگویی قوانین مشترک را می گذارند که بحث نکنیم
و این تشبه به بی فضلی را با خود به دوش می کشی
و می دانی که تفسیر قانون تفسیر به رأی است و هرکس از ظن خود
می دانی آنچه بر زبانش رانده می شود با آنچه بر ذهنش می پیچد، چنان فرق دارد که
که هیچ
که تو همواره در عجبی
...
خسته شده ام از اینکه همیشه می بینم نتیجه سیستم های پیچیده فکری را اینقدر با منطق ساده و روان می شود بدست آورد
و هنوز این پسرک جوان که من باشم دور خودش می پیچد و به هزاران سفر می رود تا بفهمد اینجایی که هست چقدر فرق دارد
دوری می زنم
می فهمم تقریبا کجا نشسته ام
ولی می فهمم که این به دردم نمی خورد
و حداکثر برای جدول رتبه بندی زمان و مکان است و دیگر هیچ
و
می بینم بر دور باطلم
...
گفتم که مگر نهان بماند
آنچ از غم توست بر دل من
بعد از تو هزار نوبت افسوس
بر دور حیات باطل من
...

برچسب‌ها: