فرزاد
با دوستی آشنا شدم به نام فرزاد . مرد میانسال 60 ساله ایست که فلسفه می خواند و به اهالی فلسفه کمکهای بسیاری کرده است. از خاطرات دوران کودکی می گفت از جمله اینکه با برادر بزرگترش چه بازی ها و شوخی ها می کردند و شاد بودد. می گفت هفت ساله که بودم فکر می کردم خب ما به دنیا آمده ایم و همین جور تا آخرش هستیم. روزی برادر بزرگترم گفت نه. هر کسی یک زمانی می میرد. آنقدر ناراحت شدم که چند ماه طول کشید تا حالم بهتر شد.
فرزاد آنقدر این حرف را صمیمانه و دوست داشتنی زد که دلم برای کودکیش سوخت.
فرزاد آنقدر این حرف را صمیمانه و دوست داشتنی زد که دلم برای کودکیش سوخت.
