۱۳۸۷ دی ۶, جمعه

مورچه ها و ما (2)

نانوایی ها برای گرفتن مجوز مجبورند فاصله مشخصی با نانوایی نزدیکشان داشته باشند. این محدودیت و نبودن مکان مناسب برای خرد یا اجاره باعث شده که نانوایی های تازه تاسیس در جاهای پرتی مثلا ته یک کوچه و یا نزدیک یک خرابه پرت شروع به کار کنند. جاهایی که به راحتی نمی شه پیداشون کرد و به راحتی هم دیده نمی شند. برای من جالبه که مردم چطوری اینها رو پیدا می کنن که می بینی بعد از یک هفته از افتتاح همیشه یک صف طولانی جلوش تشکیل می شه.

تازگی فهمیدم مورچه های خونه به فالوده علاقمند شدن. شاید به خاطر نشاسته ش باشه! یک نوار فالوده رو به یه نخ بستم و نخ رو از یک جای پرت از کابینت آویزون کردم. طوری که از هی مسیر دیگه ای به جز نخ نمی شه به فالوده رسید! فردایی صبح دیدم نزدیک 40 تا مورچه از نخ مذکور در حال عبور و مرور هستن. اینکه چطوری اولین مورچه این نخ رو کشف کرده و تا انتهاش رفته و خبر فالوده رو رفته به رفقاش داده برام جالب بود.

احتمالا یه جاهایی ما و مورچه ها شبیه هم هستیم خب