۱۳۸۷ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

مي شود و مي توانيم


ديروز داشتم از يه خيابوني مي رفتم بالا. يه پرايد با سرعت 40- 50 تا از كنارم رد شد. يه پسر بچه حداكثر 14 ساله پشت رل نشسته بود و داشت مي روند. كس ديگه اي تو ماشين نبود! هرچي دقت كردم ببينم شايد يك ماشيني پشت سرش مياد و مراقبشه ديدم تا يك دقيقه بعد هيچ ماشيني رد نشد ... فهميدم ماشين رو دادن دستش و داره واقعا مي رونه .. مطمئنم با قدو قواره اي هم كه داشت يا بايد جلوش رو مي پاييد يا اينكه كلاچ ترمز مي گرفت ...
ياد شعار معروف افتادم كه مي شود و مي توانيم