بي خدائي

The worst moment for the atheist is when he is really thankful, and has nobody to thank
بدترين لحظه آدم بي خدا زماني است كه واقعا مي خواهد سپاسگزاري كند اما نمي داند از چه كسي!
زن ايراني - اپيزود اول
خارجي- روز - تهرانسر
دختره تو پياده رو واستاده بود و داشت با موبايلش صحبت مي كرد. خوشحال بود و پشت هم بلند مي خنديد. پرايد هاچ بك سفيدي كه دو تا جوون توش نشسته بودند كنارش كنار خيابون وايستادند و شروع كردند به ايما و اشاره و بوق زدن كه بيا سوار شو و امشب برنامت چيه و ... دختر هم با اشاره و طوري كه نمي خواست روي مكالمه ا تاثير بگذاره بهشون اشاره مي كرد كه بريد پي كارتون و دو تا جوون همچنان ادامه مي دادند.
يك چند دقيقه اي كه گذشت دختر مكالمش رو يك جوري تموم كرد و اومد سراغ ماشين و يك لگد محكم حواله لاستيك جلو ماشين كرد كه بريد گمشيد ... يك هو جوون سمت شوفر از ماشين پياده شد و افتاد دنبال دختر. چند متر جلوتر گرفتش. محكم چبوندش به ديوار و چند تا محكم كوبيد تو صورتش طوري كه دخترك افتاد زمين. جوون شروع كرد به لگد زدن و همين جور مي زد.... دخترك دوباره بلند شد و خودش رو رسوند كنار خيابون كه بلكه كسي كمكش كنه... اون يكي جوون هم از ماشين پياده شد و دور خيز كرد و خودش رو رسوند به دخترك... محكم با پا سر دخترك رو فشار مي داد به آسفالت و فرياد مي زد كه خفه شو جنده خانم....
مگر براي اون دو تا مهم بود كه اين آدم كيه ... از نظر اونها اين زن، جنده بود و هر حركتي حقش بود...
وقتي كه دخترك واقعا خفه شد و ديگه نايي براي فرياد كشيدن نداشت، دوتايي شون پريدند تو ماشين و زدند به چاك ...
دخترك روش رو كرده بود به مردم دور و برش فرياد مي زد كه پلاك ماشين، پلاك ماشين ...
ولي ديگه ماشين رفته بود...
برچسبها: زن ايراني،فاحشگي
نامرئی
وقتی بچه بودم یادم می یاد که دو هفته متوالی نماز واجب و مستحب و شکر و استغفار خوندم که خدا قبول کنه که من نامرئی شم...
بعدا فهمیدم این معنیش این بوده که هم باشم و هم نباشم!
چه دنیایی بود یادش بخیر
برچسبها: کودکی
از دوستان گذشتن

از راست : من ،احمدعلي فرهودي، پژمان عليدوستي، مهدي حاجيلو